Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘Uncategorized’ Category

باید تا چیزی به ذهنم میاد بنویسم…تازگیا به سختی تمرکز میکنم و خیلی زود فراموش!

میخواستم از مرده پرستی بنویسم؛از ادمهایی که وقتی دیگه نیستی تازه سراغت رو میگیرن؛ لباس مشکیشون رو میپوشن و برای اینکه نشون بدن چقدر مبادی اداب و با فرهنگ هستن نفراول توی مجلس عزاداری حاضر میشن. کم لطفی هست اگه نگم که کمک هم میکنن و شاید غصه هم میخورن!

چند وقت پیش یه بنده خدایی که با زن و بچه زندگی ظاهرا راحت ایران و ترک کرده بوده و با قایق اومده بوده اینجا خودکشی کرد!

من اصلا نمیشناختمش ولی از کسانی که میشناختنش شنیدم مغازه ای داشته که کارش نگرفته و اوضاع مالیش حسابی خراب بوده. میگفتن ادم دست و دلبازی هم بوده.

ادم باید خیلی تحت فشار باشه که توی یک کشورغریب زن و بچش رو بدون هیچی تنها بذاره…من که فکر میکنم بی کس بوده….ادمها از بی کسی زودتر به بن بست میرسن تا از بی پولی…گاهی فقط باید کسی بهت ایمان داشته باشه و باورت کنه بیشتر از اینکه خودت به خودت باورداری.

من ختمش هم نرفتم ..ولی خبر دارم خیلیا رفتن..خیلیا که حتی روز قبل دیده بودنش ولی نفهمیده بودن داره نفسهای اخر و میکشه!

گاهی فقط لازمه باور کنی تنها نیستی و اگه پات لغزید و داشتی میفتادی کسی هست که بگیردت تا با کله سقوط نکنی…کسی هست که وقتی از شدت اضطراب و فشاردیگه مغزت یاریت نمیکنه و راهی به ذهنت نمیرسه به جات فکر کنه و راه حل جلوی پاهات بذاره نه اینکه هولت بده تا محکمتر زمین بخوری یا بی تفاوت از کنارت بگذره یا اینکه نهایتا بهت یاداور کنه که اونم زندگیش سخته والان بجای سالی دو بارمسافرت سالی یکبار مسافرت میره و یا حتی برات دلسوزی کنه و طوری باهات رفتار کنه که از خودت ناامیدتر بشی بعد هم توی ختمت بیاد و بگه» من همین چند روز پیش دیدمش؛ کلی هم نصیحتش کردم…اینجور ادمها یک لحظه دیوونه میشن…نمیفهمن دارن چیکار میکنن…کلشون از کار میفته…بیچاره زن و بچش!»

ایهاالناس اگه که توی زنده بودن کسی کنار خودش و خانوادش نبودین بعد مرگش هم بهتره نباشین؛ والا روحش عذاب میکشه. هر چند میدونم زشته…مردم میگن طرف از ادمیت به دوره..احتمالا مراسم کس و کار شما هم نمیان انوقت…نه بهتره ادم با ادب باشه تا با مرام!

Advertisements

Read Full Post »

دلم برای نوشتن تنگ شده!

Read Full Post »

2010 in review

The stats helper monkeys at WordPress.com mulled over how this blog did in 2010, and here’s a high level summary of its overall blog health:

Healthy blog!

The Blog-Health-o-Meter™ reads This blog is doing awesome!.

Crunchy numbers

Featured image

A helper monkey made this abstract painting, inspired by your stats.

A Boeing 747-400 passenger jet can hold 416 passengers. This blog was viewed about 2,000 times in 2010. That’s about 5 full 747s.

 

In 2010, there was 1 new post, growing the total archive of this blog to 142 posts.

The busiest day of the year was November 19th with 48 views. The most popular post that day was عشق یا….

Where did they come from?

The top referring sites in 2010 were google.com, extremeshadows.persianblog.ir, fa.wordpress.com, 1pezeshk.com, and 74.125.39.99.

Some visitors came searching, mostly for اشعار طنز, یاسمین, سینه بزرگ دختر, sedayeyekzan, and اشعار نیما دهقانی.

Attractions in 2010

These are the posts and pages that got the most views in 2010.

1

عشق یا… February 2009
10 comments

2

زندگی و افکار من November 2008
1 comment

3

اشعار طنز December 2008

4

سندروم تخمدان پر از کیست یاPolycystic Ovarian syndrome May 2009
1 comment

5

پُمپِی (Pompeii) July 2009

Read Full Post »

Ramzi - Your Love Is Blind Download Link

I see you all the time
Never see you smile
I try to picture what's going on in your mind
He leaves you every night by yourself
He took your love and put it on the shelf
He doesn't really care... how you feel...
You should be moving on girl what's the deal?
I wanna see you out that door... cause girl you know you're worth much more

So baby tell me why you stick around
Always lonely and you only wear a frown
He don't treat you good and you know
The only thing left is for you to go
You shouldn't live a life with someone
When deep inside you know he ain't the one
I don't know what to say no more
I wanna see you out that door

Yah azizi (yo precious) is mahini (listen to me)
I really don't wanna see u cry
Mujko samjho dil peh mat lo (understand me don't take it to heart)
Don't wanna see another tear in your eye
Baby break away
Let him go
I don't know what he's done to you
But I know that it's time to move on
Girl your love is blind

Girl I understand
That you're scared
And you feel that you might never love again
But baby that ain't true
No no no
I know that there some there for you
Someone that will see
That you are worth
An undiscovered treasure on this earth
Girl you know you're worth much more
I wanna see you out that door

Yah azizi (yo precious) is mahini (listen to me)
I really don't wanna see u cry
Mujko samjho dil peh mat lo (understand me don't take it to heart)
Don't wanna see another tear in your eye
Baby break away
Let him go
I don't know what he's done to you
But I know it's time to move on
Girl your love is blind

Yah azizi (yo precious) is mahini (listen to me)
I really don't wanna see u cry
Mujko samjho dil peh mat lo (understand me don't take it to heart)
Don't wanna see another tear in your eye
Baby break away
Let him go
I don't know he's done to you
But I know it's time to move on

Lyrics | Ramzi lyrics - Your Love Is Blind lyrics

Read Full Post »

جمعه 21 نوامبر2009  «اوپرا وینفری» مجری موفق ترین تاک شو درتاریخ  تلویزیون امریکا «The Oprah Winfrey Show»  اعلام کرد که 25 امین سری این شوی محبوب که در اواخر 2011 به پایان میرسد آخرین سری از این مجموعه خواهد بود که از سال1986 بطور مرتب بر روی آنتن رفته و نه تنها در ایالات متحده که در بسیاری از کشورهای جهان بینندگان بسیاری را جذب کرده.

بنده حقیر هم از صدقه سر اعراب حاشیه نشین و کانالهای ماهواریشون چند سالی است که امکان دنبال کردن این برنامه رودارم و باید اعتراف کنم که چیزهای زیادی هم از این برنامه یاد گرفتم. از همه چی جالبتر شخصیت و داستان زندگی مجری و تهیه کننده این شو یعنی خود اوپراست که در حال حاضر پولدارترین زن افریقایی-امریکایی است باثروتی معادل 2 میلیارد دلارکه البته دست به خیراتشم حرف نداره بخصوص برای مردم افریقا.

اوپرا درسال 1954 ازیک زوج ازدواج نکرده در ایالت می سی سی پی متولد شده.مادرش یک خدمتکار بوده و پدرش یک کارگر معدن.6 سال ابتدای زندگی اوپرا در مزرعه ای در کنار مادر بزرگش میگذره و در 6 سالگی با مادرش به میلواکی نقل مکان میکنه.و بر اساس اظهارات خود اوپرا فقط 9 سال داشته وقتی توسط پسردایی دایی و یک دوست خانوادگی مورد سوء استفاده جنسی قرار میگره.در سن 13 سالگی از دبیرستانی در وینسکانسین بورسیه تحصیلی میگیره.در سال 1968 وقثی فقط 14سالش بوده از خونه فرار میکنه و در همون سال پسری بدنیا میاره که چند صباحی بعد از دنیا میره.مادرش او رو به تنسی میفرسته تا با پدرش زندگی کنه.پدرش مرد جدی و سختگیری بوده که تحصیلات اوپرا رو در الویت قرار میده.وازاون موقع به بعده که موفقیتهای پی در پی اوپرا شروع میشه.به عنوان دانش آموزممتاز ازدبیرستان فارغ التحصیل میشه. در سال 1972به عنوان ملکه زیبایی سیاه پوست  تنسی انتخاب میشه.در رادیو محلی به عنوان گوینده خبربه طور پاره وقت استخدام میشه.در سال 1973 از دانشگاه ایالت تنسی در رشته هنرهای نمایشی و سخنوری فارغ التحصیل شده و در همون سال به عنوان اولین گزارشگر سیاه پوست ودائمی تلویزیونی شروع به کار می کنه. از این تاریخ به بعد موفقیتهای حرفه ایش ابعاد گسترده تری پیدا میکنه.در چند فیلم از جمله فیلمی به کارگردانی اسپیلبرگ بازی میکنه و جوایزه متعددی رو در زمینه حرفه اصلیش یعنی مجری گری و تهیه کنندگی به خودش و برنامه هاش اختصاص میده. ازاین سایت می تونین اتفاقات مهم زندگی اوپرا وینفری رو دنبال کنین.

خلاصه این خانوم که درسال  1987 یکی از قسمتهای پر طرفدار برنامه اش در یکی از شهرهای ایالت جورجیا –جایی که تا سال 1912 به سیاهپوستان اجازه زندگی داده نمیشد- روی آنتن رفت.سالها بعد توی یکی از برنامه های شاید دو سال قبلش که در مورد زندگی زنان در کشورهای مختلف از جمله عراق و یکی از کشورهای عربی حاشیه نشین بودازاینکه توی امریکا بدنیا اومده بود اظهار خوشوقتی کرد. و در سال 2005 بعنوان یکی از 100 نفر افراد با نفوذ لیست مجله تایم شناخته شد.

از شما چه پنهان توی یکی از برنامه هاشم که در مورد یه فرقه خاص در امریکا صحبت میکرد که چند زوجی درشون متداوله و مهمان برنامه به شکل احمقانه ای وضع اون جامعه رو با ایران مقایسه میکرد به رگ غیرت این جانب بر خورد و باعث شد یک نامه بلند بالا به آدرسی که در وبلاگش بود فرستادم

راستش من کلا نسبت به کسانی که کار رسانه ای میکنن دید خوبی ندارم و البته یکجورایی هم دلم براشون می سوزه چون اول آخرشم بخاطر یک لقمه نان باید سیاستهای دیگران رو دنبال کنن!

Read Full Post »

وقتی چند وقت پیش تصمیم گرفتم عضو یه سایت دوست یابی بشم ؛هدفم پیدا کردن جواب سوالاتی بودکه سالها توی ذهنم و با خودم  داشتم. سوالهای بی جوابی که بخاطر حجب و حیای شخصیتی دوست نداشتم وقتی چشم توی چشم ادمام ازشون بپرسم.سوالاتی که وقتی در نوجوونی فهمیدم پدرم زنه دیگه ای رو به زندگیش راه داده مدام توی ذهنم ول ول میخوردن.سوالاتی که توی هیچ کتابی نمیشه جوابهاشو پیدا  کرد.

هر چند سالها از اولین باری که این سوالها توی ذهنم شکل گرفته بود میگذشت و هر چند توی این سالها با منطق صفر و یکی براشون جواب پیدا کرده بودم اما وقتی دیدم خودمم دارم یه سوژه میشم دیگه تمام اون منطق صفرو یکی بهم ریخت و ازهم پاچید. درمونده شده بودم.دیگه نمیدونستم کی حق میگه و کی ناحق.دیگه جوابای ظاهرا منطقی من به نظر درست نمی اومدن!

می خواستم تا دوباره افکار درهم و برهمم رو شکلی بدم و اصول از همه پاچیده شدهٔ ذهنمو سامون ؛ قبل از اینکه چشم باز کنم و ببینم که خودم بهتر از کسانی نیستم که یه روزی برای من نمونه ادمهای منفی داستان بودن!

ما آدمها موجودات پیچیده ای هستیم. به قول یه دوست؛ خوبی و بدیمون هم نسبی است.سخته که یه جدول درست کنیم و بخوایم  ادمهارو توش دسته بندی کنیم.

برای من زمانی نه چندان دور یه مرد و یا زن متاهل جدا از ملیت و مذهب که با فرد دیگه ای غیر از همسرش رابطه داشت نمونهٔ بارز یک آدم بی عاطفه خودخواه و بی مسئولیت بود .کلا ماجراهای عاشقانه ای که ادمهای متاهل درگیرش بودن برام چندش آور بودن.راستش هنوزم درک نمی کنم ادمهایی رو که اصرار دارن همزمان عاشق چند نفرن!

اما الان بعد از حرف زدن با کلی مرد متاهل و پسرای دمه بخت با ظرفیت و بی ظرفیت که همشونم دنبال خانمهای جوون و متاهل میگردن تا عشق نداشتشون رو با هاشون تقسیم کنن به نتایج قابل تعمقی رسیدم.

اول اینکه وقتی فهمیدین همسرتون بهتون دروغ میگه و یا داره خیانت میکنه بجای راه انداختن الم شنگه کمی به عقب بر گردین و به رفتارهای خودتون فکر کنین .شاید مشکل از خود شماست!

متاهلین محترم جریان عشقهای افلاطونی رو فراموش کنین.اگه توانایی برآورده کردن خواسته های جنسی و روحی همسرتون رو ندارین پس منتظر باشین تا زودتر از اونی که فکر میکنین همسر گرامی شرعی یا غیر شرعی سراز آغوش کس دیگه ای در بیاره که اگه این اتفاق افتاد به قول پدر محترم بنده و سایر اهل فن خارج شدن از این مسیر به آسانی میسر نخواهد بود!

راستش به نظر من هر تجربه ای حتی با ظاهر ناخوشایند می تونه نتایج مثبتی داشته باشه. قبل از اینکه افتخار آشنایی با خانمها و آقایونی رو داشته باشم که بعضا ساعتها در محل کار و دور از چشم همسرانه به خیال خودشون زرنگ به دلایل و بهانه های مختلف در حال چت کردن با جنس مخالف و ست کردن قرارهای اتی هستند. قصد داشتم تا دخترانم رو طبق اصول  سنتی بار بیارم اما الان دیگه قضیه برام شکل دیگه ای پیدا کرده.

خانمها و آقایان جوان عزیز که مثل بنده اهل صحبت کردن در مورد مسائل ممنوعه با دوست و فامیل و آشنا نیستن  براتون چند تا نصیحت کوچولو دارم:

  • خانمهای عزیز اگه با یک مرد نرمال از لحاظ جنسی ازدواج کردین و رابطه جنسی شما کمتر از دو یا سه بار در هفتس و همسر گرامی اعتراضی به این موضوع نداره بد نیست کمی تامل کنید!
  • اگه تجربه شخصی در زمینه جنسی ندارین .مطالعه کنین.ترجیحا قبل ازازدواج از خواسته ها و نیازهای خودتون و پارتنرتون مطلع بشین و بعد خیلی راحت و صادقانه در موردش با هم صحبت کنین.
  • برای همسرتون تنوع ایجاد کنین و همه دانش جنسیتون رو یکهو نریزین رو داریه. شما دو نفر قراره انشا الله یه عمر با هم زندگی کنین!
  • صداقت با ارزشترین دارایی یک زوجه.همسرتون رو درک کنین و نذارین این صداقت از بین بره چون در اینصورت رابطتتون ازیه رابطه ای عادی و نهایتا دوستانه فراتر نمیره و همسرتون به دنبال ارضاء خواسته های نادیده گرفته شدش از جانب شما جایگزینی بجای شما پیدا خواهد کرد و وای به روزی که این جایگزین از نفوذی هم برروی همسر شما برخوردار باشه!
  • به قول یه دوست اینترنتی س ک س مثل اب شور می مونه .هر چی بیشتر بری دنبالش بازم بیشتر میخوای. مقوله س ک س رو با عشق قاطی نکنین .وجود عشق و س ک س در کنار هم قشنگترین تجربه دنیا برای یه زوجه . اما صرف سهیم شدن جسم با یه آدم به معنی عشق ورزیدن نیست!
  • برای خودتون و واژه هایی که بکار میبرین ارزش قائل باشین. جسمتون رو به کسی بسپارین که برای روح و جسمتون تواماً ارزش قائل باشه  و واژه های زیبا رو تنها زمانی بکار ببرین که با تمام وجود معناشون مد نظرتونه و به کسی بگین که ارزش شنیدنشون رو داره.

همه این حرفا رو زدم که بگم من توی این شاید یکماه کنکاش در دنیای مجازی با مردای متاهل وخوبی آشنا شدم که انتظار بودنشون رو توی هر سایتی داشتم مگه این سایت بخصوص. از یه عده ادم بیمار توی مقوله روابط جنسی که بگذریم خیلیا واقعا بخاطر یکسری کمبود سر از روابط ناسالم و بدنبالش زندگی با دروغ و مخفی کاری در میارن. کاشکی قبل از وارد شدن به زندگی همدیگه از مسئولیتی که در قبال هم داریم کاملاً اگاه باشیم و برای تعهدی که در زندگی بهم میدیم ارزش قائل بشیم.

Read Full Post »

ظاهرا کار این وبلاگ هم به انتها رسیده. هر چند هیچوقت حذفش نمیکنم چون مطالب مفیدی لابلای پستهاش پیدا میشن که ارزش خوندن رو دارن. متاسفم که صدای یک زن قبل از اینکه بطور وسیعی به گوش دیگران برسه خاموش شد ولی به گمونم خاموش بودن بهتر از فریادهای بی سرانجامه!

Read Full Post »

Older Posts »