Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘مسائل زنان’ Category

مادربزرگ مادریم کسی بود که هیچوقت ندیدمش. خیلی زود از این دنیا رفت. آگه درست خاطرم باشه شنیدم که پنجاه واندی سالگی از ناراحتی قلبی توی بکی از بیمارستانهای تهران خیلی ناگهانی از دنیا میره. تنها یه عکس سیاه و سفید قدیمی ازش برام مونده و یه مشت داستان و خاطره و ضربالمثل!

پسراش ایران خانوم صداش میکردن، دخترا و نوه هاش خانجون یاهمون خانوم جان.

فکر کنم یکی از داییام بود که یکبار گفت «زنهای خانواده ما دختر دوست پسر پرستن»

تنها عکسی رو که از مادر بزرگم دارم جلوم گذاشتم و تماشا میکنم…انگار میخوام از لابلای لبخند موقرش بفهمم تو ذهنش چی میگذشته!

عکس مال عروسی یکی از خاله هام هست، حدود 50 سال پیش. تنها دختری از حانواده که میشه گفت کارایی که دوست داشت تو زندگیش کرد. رفت کلاس آرایشگری اونم موقعی که از خانمهای آرایشگر توی جامعه سنتی و کوچیک ما با احترامی که باید یاد نمیشد. خالم عاشق شد و با عشقش ازدواج کرد که متاسفانه پایان خوشی نداشت ، همه این اتفاقها بعد از این که مادر من توی سن 12 سالگی از دبیرستان به زور بیرون کشیده شدتا با پدر 17 سالم که پسر ته تغاری و شیطون یه حاجی پولدار بود ازدواج کنه و خاله دیگم کلاس خیاطی رو تموم کرد و به زور با کسی که دوستش نداشت ازدواج کرد، افتاد!

به عکسش نگاه میکنم، با غرور کنار پسراش ایستاده. پسرایی که هر دو با عشق ازدواج کردن و عاشق خانمهاشون بودن و به نظرم هیچوقت براشون مهم نبود که آیا خواهراشون خوشبخت هستن یا نه!

شاید وقتی برای مادر خونه خوشبختی دخترای خونه در الویت نباشه قاعدتا برای پدر و پسرها هم در الویت نخواهد بود، شاید هم زندگی به کسی فرصت فکر کردن نداد!

خودش هم خیلی زود ازدواج میکنه و شوهر اولش رو هم زود از دست میده و با یه دختر 2 ساله بیوه میشه.

من این شانس و داشتم که زمانهایی از جوونیم رو با خاله ناتنیم تنها بگذرونم و از دید اون هم قصه زندگیمون رو بشنوم. وقتی خانجون با پدربزرگ من ازدواج میکنه دختر کوچولو رو میفرستن خونه خواهر پولدار تا با دختر های اون بزرگ بشه و مثل مادرش زود ازدواج کنه. خالم فکر کنم 60 سالش بود وقتی با غصه قصش رو برام تعریف میکرد.

هردوشون سالهاست که دیگه بین ما نیستن ولی داستان زندگیشون، حرفها، شعرها و ضرالبمثلهایی که ازشون شنیدم و بهتر از هر جمله عارفانه وصف حال مردم این دنیاست و تا من زنده ام با من زنده است!

به قول خانجون؛

با مردم این زمانه سلامی و بس

تا بگویی غلامتم به کیسه زری میفروشنت

Advertisements

Read Full Post »

:در واقعیت

من: دیشب اصلا خوب نخوابیدم. از ساعت چهار بیدارم!

!شوهرم: من از ساعت سه بیدارم

من:😮

در رویا:

من: دیشب اصلا خوب نخوابیدم. از ساعت چهار بیدارم

شوهرم: چرا عزیزم؟ حالت خوبه؟ شاید چیزی خوردی ، نکنه مریضی! البته بگم منم دیشب اصلا خوب نخوابیدم

من:😊

Read Full Post »

این نوشته رو که سال 2009 نوشتم ولی به دلایلی که خاطرم نیست پابلیشش نکرده بودم!

صبح برحسب تصادف بر روی کانال صدای امریکا متوقف شدم؛ راستش بر عکس بی بی سی فارسی زیاد از این کانال خوشم نمیاد ولی گاهی بر نامه های جالبی داره مثل مصاحبه با محسن سازگارا و البته امروز صبح صحبتهای فریبا داوودی مهاجر که یه فعال جنبش زنانه. حال و هوای انتخاباته و اگر حتی مثل من نخواین هم اخبار مرتبط رو دنبال کنین ولی بازم هر طرف که میگردی حرف از انتخاباته و مطالبات و قولها و قرارها.

از قدرت زنان میگفت که با مشارکت اگاهانهٔ سیاسی می تونن ازش بهرهٔ مناسب رو در جهت احقاق حقوقشون ببرن و از واقعیت تاریخی در مورد حق رأی زنان که در اون روحانیت همواره بیش از همه باهاش مخالفت داشتن ولی ناگهان در دوران انقلاب و بخاطر استفاده بردن از قدرت زنان در جهت منافع خودشون به یکباره زنان رو به حکم شرع در بازی مردانشون شرکت میدن!

از اینجا می تونین این صحبتهارو بشنوید.

اینم یه مصاحبهٔ قدیمی از این خانمه که یه نکتهٔ جالب برای من داشت اونم تغییر ظاهری این خانومه در این دو برنامه .در برنامهٔ صبح که من دیدم روسریه رفته بود عقب. برام جالب بود دلم می خواست بدونم چی باعث این تغییر شده!

اینجا هم یه خلاصه ای از سخنرانی خانم فریبا داوودی مهاجر :

به نام اسلام با حقوق زن مخالفت مي شود

بد نیست یه نگاهی هم به این لینکها بندازین:

بیانیه ی آغاز به کار «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات»

اولين كنفرانس خبري همگرايي جنبش زنان براي طرح مطالبات در انتخابات برگزار شد
خواسته های زنان از رييس جمهوری آينده

Read Full Post »

وقتی چند وقت پیش تصمیم گرفتم عضو یه سایت دوست یابی بشم ؛هدفم پیدا کردن جواب سوالاتی بودکه سالها توی ذهنم و با خودم  داشتم. سوالهای بی جوابی که بخاطر حجب و حیای شخصیتی دوست نداشتم وقتی چشم توی چشم ادمام ازشون بپرسم.سوالاتی که وقتی در نوجوونی فهمیدم پدرم زنه دیگه ای رو به زندگیش راه داده مدام توی ذهنم ول ول میخوردن.سوالاتی که توی هیچ کتابی نمیشه جوابهاشو پیدا  کرد.

هر چند سالها از اولین باری که این سوالها توی ذهنم شکل گرفته بود میگذشت و هر چند توی این سالها با منطق صفر و یکی براشون جواب پیدا کرده بودم اما وقتی دیدم خودمم دارم یه سوژه میشم دیگه تمام اون منطق صفرو یکی بهم ریخت و ازهم پاچید. درمونده شده بودم.دیگه نمیدونستم کی حق میگه و کی ناحق.دیگه جوابای ظاهرا منطقی من به نظر درست نمی اومدن!

می خواستم تا دوباره افکار درهم و برهمم رو شکلی بدم و اصول از همه پاچیده شدهٔ ذهنمو سامون ؛ قبل از اینکه چشم باز کنم و ببینم که خودم بهتر از کسانی نیستم که یه روزی برای من نمونه ادمهای منفی داستان بودن!

ما آدمها موجودات پیچیده ای هستیم. به قول یه دوست؛ خوبی و بدیمون هم نسبی است.سخته که یه جدول درست کنیم و بخوایم  ادمهارو توش دسته بندی کنیم.

برای من زمانی نه چندان دور یه مرد و یا زن متاهل جدا از ملیت و مذهب که با فرد دیگه ای غیر از همسرش رابطه داشت نمونهٔ بارز یک آدم بی عاطفه خودخواه و بی مسئولیت بود .کلا ماجراهای عاشقانه ای که ادمهای متاهل درگیرش بودن برام چندش آور بودن.راستش هنوزم درک نمی کنم ادمهایی رو که اصرار دارن همزمان عاشق چند نفرن!

اما الان بعد از حرف زدن با کلی مرد متاهل و پسرای دمه بخت با ظرفیت و بی ظرفیت که همشونم دنبال خانمهای جوون و متاهل میگردن تا عشق نداشتشون رو با هاشون تقسیم کنن به نتایج قابل تعمقی رسیدم.

اول اینکه وقتی فهمیدین همسرتون بهتون دروغ میگه و یا داره خیانت میکنه بجای راه انداختن الم شنگه کمی به عقب بر گردین و به رفتارهای خودتون فکر کنین .شاید مشکل از خود شماست!

متاهلین محترم جریان عشقهای افلاطونی رو فراموش کنین.اگه توانایی برآورده کردن خواسته های جنسی و روحی همسرتون رو ندارین پس منتظر باشین تا زودتر از اونی که فکر میکنین همسر گرامی شرعی یا غیر شرعی سراز آغوش کس دیگه ای در بیاره که اگه این اتفاق افتاد به قول پدر محترم بنده و سایر اهل فن خارج شدن از این مسیر به آسانی میسر نخواهد بود!

راستش به نظر من هر تجربه ای حتی با ظاهر ناخوشایند می تونه نتایج مثبتی داشته باشه. قبل از اینکه افتخار آشنایی با خانمها و آقایونی رو داشته باشم که بعضا ساعتها در محل کار و دور از چشم همسرانه به خیال خودشون زرنگ به دلایل و بهانه های مختلف در حال چت کردن با جنس مخالف و ست کردن قرارهای اتی هستند. قصد داشتم تا دخترانم رو طبق اصول  سنتی بار بیارم اما الان دیگه قضیه برام شکل دیگه ای پیدا کرده.

خانمها و آقایان جوان عزیز که مثل بنده اهل صحبت کردن در مورد مسائل ممنوعه با دوست و فامیل و آشنا نیستن  براتون چند تا نصیحت کوچولو دارم:

  • خانمهای عزیز اگه با یک مرد نرمال از لحاظ جنسی ازدواج کردین و رابطه جنسی شما کمتر از دو یا سه بار در هفتس و همسر گرامی اعتراضی به این موضوع نداره بد نیست کمی تامل کنید!
  • اگه تجربه شخصی در زمینه جنسی ندارین .مطالعه کنین.ترجیحا قبل ازازدواج از خواسته ها و نیازهای خودتون و پارتنرتون مطلع بشین و بعد خیلی راحت و صادقانه در موردش با هم صحبت کنین.
  • برای همسرتون تنوع ایجاد کنین و همه دانش جنسیتون رو یکهو نریزین رو داریه. شما دو نفر قراره انشا الله یه عمر با هم زندگی کنین!
  • صداقت با ارزشترین دارایی یک زوجه.همسرتون رو درک کنین و نذارین این صداقت از بین بره چون در اینصورت رابطتتون ازیه رابطه ای عادی و نهایتا دوستانه فراتر نمیره و همسرتون به دنبال ارضاء خواسته های نادیده گرفته شدش از جانب شما جایگزینی بجای شما پیدا خواهد کرد و وای به روزی که این جایگزین از نفوذی هم برروی همسر شما برخوردار باشه!
  • به قول یه دوست اینترنتی س ک س مثل اب شور می مونه .هر چی بیشتر بری دنبالش بازم بیشتر میخوای. مقوله س ک س رو با عشق قاطی نکنین .وجود عشق و س ک س در کنار هم قشنگترین تجربه دنیا برای یه زوجه . اما صرف سهیم شدن جسم با یه آدم به معنی عشق ورزیدن نیست!
  • برای خودتون و واژه هایی که بکار میبرین ارزش قائل باشین. جسمتون رو به کسی بسپارین که برای روح و جسمتون تواماً ارزش قائل باشه  و واژه های زیبا رو تنها زمانی بکار ببرین که با تمام وجود معناشون مد نظرتونه و به کسی بگین که ارزش شنیدنشون رو داره.

همه این حرفا رو زدم که بگم من توی این شاید یکماه کنکاش در دنیای مجازی با مردای متاهل وخوبی آشنا شدم که انتظار بودنشون رو توی هر سایتی داشتم مگه این سایت بخصوص. از یه عده ادم بیمار توی مقوله روابط جنسی که بگذریم خیلیا واقعا بخاطر یکسری کمبود سر از روابط ناسالم و بدنبالش زندگی با دروغ و مخفی کاری در میارن. کاشکی قبل از وارد شدن به زندگی همدیگه از مسئولیتی که در قبال هم داریم کاملاً اگاه باشیم و برای تعهدی که در زندگی بهم میدیم ارزش قائل بشیم.

Read Full Post »

زن روبروی آینهٔ قدی اتاق می ایسته و به انعکاس چهرهٔ سی و چند سالهٔ خودش توی اینه خیره میشه.لباس خواب ابی نفتی کوتاه رکابی با اون گیپورهای قشنگ روی سینه هاش به تنش زار میزنه؛ پیش خودش فکر میکنه:« لباس خواب قشنگیه اما به اون نمیاد

لاغر شده و اثار دو تا زایمان وگذشت سالها روی بدنش خوب پیداس.دستی به موهای نازک و کم پشت و بلوندش میکشه و باز هم یه مشت تار مو توی دستاش جمع میشن.موهارو روی زمین میندازه و یاد تبلیغی میفته که تارهای اسیب دیده و کنده شده رو مثل ادمهای زخمی نشون میده؛ مسیر افتادنشون رو دنبال میکنه و به خودش امیدواری میده که مال تغییرات هورمونیشه و حتماً به زودی اوضاع موهاش روبراه میشه.

لبخندی روی صورتش نقش میبنده و پیش خودش فکر میکنه:« شایدم به قول دختر کوچولو و نمکیش به زودی کچل بشه و اونم مجبور بشه گریه کنه

دیگه بیشتر از این حوصلهٔ فکر کردن به اوضاع موهاشو نداره؛باید در اولین فرصت کوتاهشون کنه؛ با این صورت لاغرحتماً موهای کوتاه بیشتر بهش میاد.

دوباره به خودش توی اینه خیره میشه و اروم بندهای لباس خواب رو از روی شونهاش پایین میندازه؛ لباس به انی از روی بدنش جدا میشه و دور پاهاش روی زمین میفته. به خودش زحمته نمیده و بدون اینکه پاهاشو از توی لباس خوابی که دورشون حلقه زده خارج کنه همچنان به بدن لختش توی اینه نگا میکنه؛ نگاهش از شونه های پهنش و دستهایی که هیچ وقت به خودش زحمت مومک انداختنشون رو نداده به سینه هاش میرسه که دیگه مثل قبل از زایمانهاش زیبا نیستن و اثار پر و خالی شدن محفظه های شیر؛شیارهایی ریز و کوچک روشون ایجاد کرده .

به شکمش نگاه میکنه که خداروشکر بزرگ نیست.از بس بعد از زایمان به خودش سختی داد تا شکمش دوباره جمع بشه اما یه عمل اپاندیس ناشیانه و حمل دو تا عروسک سنگین برای نه ماه؛ دور ناف و زیر شکمش طرحهایی نه چندان زیبا به جا گذاشتند.سعی میکنه با دست چروکهارو صاف کنه ولی فایده ای نداره؛ خسته میشه و لباس زیرش و تا روی خط سزارین و چروکهای بالاش میکشه که دیگه چشمش به اون خطهای نا خوشایند نیفته. نفس عمیقی میکشه و با خودش فکر میکنه خوبه که هنوز انحنای کمرش از بین نرفته و باسن خوش فرمی داره».

با پاهاش لباس خواب رو به گوشه ای میندازه ؛پشت به ایینه می ایسته و سعی می کنه تا با برگردوندن سرش اندامش رو از پشت هم نظاره کنه؛پاها هنوز خوش فرمن ولی چقدر پوست پشت رانهاش مثل پوست مادرش پردست انداز شده.با خودش فکر میکنه:« باید یدونه از اون کرمهایی رو که به تازگی ماهواره تبلیغ میکنه برای مرمت این دست اندازه ها بخره

حالا دیگه به پاهاش خیره شده و انگشتهای کج و کولش .یاد نوجوونیش میفته که مادرش بهش میگفت؛ پاهاش به بزرگی پاهای خواهرای سیندرلاس. اخه مادرش خودش قد کوتاه بود و شمارهٔ پاش ۳۷.شوخی میکرد ولی همون شوخی باعث شده بود تا اون همیشه از بزرگی پاهاش که سه شماره ای از پاهای مادرش بزرگتر بود خجالت بکشه و مدام کفشهای تنگ بپوشه و حالا انگشتهاش بد فرم شده بودند!

دیگه زن و اینه از نگاه کردن بهم سیر شدن .اینه پیش خودش اما رو به زن میگه:«بسه این همه کنکاش توی جسمی که یه دورهٔ کوتاه مهمونشی.» و زن پیش خودش میگهمگه تا چند ساله دیگه می تونم پروسهٔ پیر شدن رو به تعویق بندازم؛ بالاخره که پیر میشمو خداروشکر میکنه که هنوز برای همسرش زیبا و جذابه و مجبور نیست احساس حقارت ناشی از نازیبا بودن در نظر همسرشو مثل خیلی از زنهای دیگه مدام با خودش حمل کنه!

Read Full Post »

به دلایلی مجبور شدم در مورد این سندروم که مختص خانمهاست تحقیق کنم و راستش از اونجایی که منابع فارسی برعکس انگلیسی در اینترنت اصلاً در این مورد وجود نداره می خوام نتیجهٔ این تحقیقات رو در وبلاگم قرار بدم .و شاید اگر عمری باقی بود این مطلب رو در ویکی پدیا هم بذارم.

PCOS یک اختلال هورمونی در خانمهایی است که در سن باروری قرار دارند.

از علائم اصلی این سندروم می توان به:

  • پریود نامنظم ویا پریود نشدن

  • آکنه یا همان جوش های غرور جوانی

  • چاقی

  • رویش موهای زائد

و سایر علائم:

  • اضافه کردن بی رویهٔ وزن

  • پوست چرب

  • شوره سر

  • نازایی

  • تغییر رنگ پوست

  • کلسترول بالا

  • فشار خون بالا

  • رویش موهای غیر عادی و پراکنده

  • و افسردگی

اشاره کرد.هر کدام از این علائم و نشانه های فوق می توانند در سندروم شما وجود نداشته باشند اما پریود نامنظم و یا بطور کل پریود نشدن از علائم ثابت این سندروم است.زنان مبتلا به این سندروم بطور منظم تخمک گذاری نمی کنند؛ به این معنی که هر ماه یک تخمک آزاد نمیکنن و به همین علت هم پریود نامنظم دارند.

علت ایجاد این سندروم:

هیچ کس کاملاً از دلایل پیدایش این سندروم اگاهی ندارد.اگر چه زنان مبتلابهPCOSغلب خواهر و یامادر مبتلا هم دارند ولی دلایل کافی برای ارثی دانستن این اختلال وجود ندارد.

در تخمدان مبتلایان اغلب کیستهای کوچکی دیده شده و بخاطر همین نام سندروم تخمدان پر از کیست به این اختلال داده شده است اگر چه چنین وضعیت مشابهی در زنانی که به این سندروم هم مبتلا نیستند هم مشاهده شده و بنابر این وجود کیست در تخمدان را به تنهایی نمی توان عامل ایجاد این اختلال دانست.

از طرفی نا کارایی سیستم کنترل قند خون و یا همان سیستم انسولین در زنان مبتلا دیده شده و به همین علت محققان بر این باورند که این عدم کارایی می تواند باعث ایجاد این اختلال هورمونی باشد.

از انجایی که تخمدان زنان مبتلا به PCOSدرصد بالایی هورمون مردانهٔ اندروژن تولید می کند پس محققان معتقدند که تولید بیش از اندازهٔ‌هورمون مردانه را در مبتلایان میتوان نتیجهٔ ناکارایی در سیستم تولید انسولین این مبتلایان دانست.

چگونگی تشخیص این بیماری:

تشخیص این سندروم معمولاً به واسطهٔ علائم بالینی و اصلی که پیش از این اشاره شد انجام می گیرد اگرچه پزشکان باید قادر باشند سایر بیماریها با علائم مشابه را شناسایی کنند تا در تشخیص دچار اشتباه نشوند.از جمله کمبود هورمون تیروئید یا تولیدبیش از حد هورمون پرولاکتین و همینطور تومورهای تخمدان و یا غدهٔ فوق کلیوی که می تواند باعث افزایش تولید هورمون مردانهٔ اندروژن و درنتیجه ایجاد آکنه و رویش موهای زائد ؛که از علائم PCOS هم هستند؛ شوند.

شرایط و عواقبی که این سندروم برای مبتلایان به ارمغان می آورد:

در زنان مبتلا به PCOSخطر ابتلا به فشار خون بالا؛دیابت؛بیماری قلبی و سرطان رحم بیش از سایرین

است.اگر چه با ورزش و کنترل وزن می توان این احتمال را کاهش داده و یا بطور کل از بین برد.

داشتن پریود منظم برای مبتلایان بسیار حائز اهمیت است زیرا در غیر اینصورت خطر ابتلا به سرطان رحم افزایش می یابد. معمولاً با مصرف دارو می توان پریود منظمی داشت.

چاقی یکی از دردسرهای مبتلایان به این سندروم است که مقابله با آن بسیار سخت و طاقت فرساست.

درمانهای متداول:

روش درمان PCOSبستگی به سن مبتلایان دارد.اگرچه متداولترین درمان استفاده از قرصهای ضد بارداری است که باعث منظم شدن پریود ودر نتیجه کاهش خطر ابتلا به سرطان رحم می شوند .در حال حاضر بهترین قرص ضد بارداری که توسط پزشکان تجویز می شود «یاسمین» نامیده می شود که البته بدون عوارض جانبی هم نیست.در این سایت می توانید نظر زنانی که از این دارو استفاده می کنند را بخوانید.

بطور کلی پزشکان از داروهای متفاوتی برای کنترل این اختلال و متعادل کردن هورمونهای زنان استفاده می کنند اگر چه متأسفانه هیچ دارویی وجودندار که این سندروم را معالجه کرده و از بین ببرد. به هر حال برای استفاده از داروی مناسب باید به پزشک معالج مراجعه این شود.ولی از انجایی که این سندروم یک مشکل موقتی نیست و تا آخر عمر همراه بیمار خواهد بود و شاید برای عده ای مصرف مادام العمر دارو که نه تنها گران بوده بلکه عوارض جانبی هم به همراه دارند مقدور نباشد؛ رعایت نکات زیربرای کنترل این اختلال بیفایده نخواهد بود:

  • تغذیهٔ مناسب یعنی نخوردن کربو هیدراتها ی تصفیه شده که در مواد غذایی مثل نان سفید؛ برنج سفید؛ شکلات و شیرینی وجود دارند و در عوض مصرف زیاد سبزیجات و میوه های تازه و البته حبوبات برای کنترل انسولین که گفته میشه از عوامل ایجا این سندرومه همینطور خوردن ماهی؛ تخم مرغ و گوشت بدون چربی برای جذب پروتئین و متعادل کردن هورمونها؛ دوری از چربیهای با ترانس بالا و در عوض مصرف روغن زیتون خالص و روغن ماهی و؛ و در نهایت خوردن وعده ها ی کوچک غذایی و البته خوردن سوپ و سالاد قبل از شروع غذا

  • ورزش روزانه و منظم

  • کاهش و دوری از استرس و موقعیتهای استرس زا

امیدوارم مطالب فوق مورد استفادهٔ شما خوانندگان محترم قرار بگیره و همیشه یادمون باشه که افکار و روح بیمارا باعث اکثر بیماریهای ما

هستند.منابع بسیار یبه زبان انگلیس در اینترنت در این مورد می تونین پیدا کنین .من چند تا منبع رو د رزیر معرفی کردم.

منابع:

Read Full Post »

من زیبایی رو دوست دارم. هر چند خودم انچنان ادم زیبایی نیستم ولی همیشه خدارو شاکر بودم حتی قبل از عمل بینیم که البته با اصرار متمایل به اجبار همسرم و تشویق دوست و فامیل و اشنا بهش تن دادم.

راستش از اونجایی که زیبایی رو دوست دارم و از افسوس خوردنم بیزارم تصمیم گرفتم این کارو انجام بدم.دروغ چرا با وجود تمام بلاهایی که بخاطر ترس از عمل و بی مسئولیتی دکتر معروف و البته پول پرست سرم اومدو خودش داستان مفصلیه بازم پشیمون نیستم.

منتهی گاهی فکر می کنم کاشکی اینقدربه زیبایی که میدونم دیر یا زود بالاخره از بین میره اهمیت نمیدادم و دنبال مسائل مهمتری بودم بخصوص وقتی یه همچین مقاله هاییم می خونم!

پ.ن:جریان سوزان بویل رو شاید بدونین .اگر هم نمیدونین توی این وبلاگ می تونین بخونین .منتهی چیزی که من می خوام اینجا بهش اشاره کنم جمله ایه توی وبسایتی که علاقه مندانش براش درست کردن و اون اینه:

«هیچوقت در مورد یه کتاب از روی جلدش قضاوت نکنین

Read Full Post »

Older Posts »