Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اوت 2009

ظاهرا کار این وبلاگ هم به انتها رسیده. هر چند هیچوقت حذفش نمیکنم چون مطالب مفیدی لابلای پستهاش پیدا میشن که ارزش خوندن رو دارن. متاسفم که صدای یک زن قبل از اینکه بطور وسیعی به گوش دیگران برسه خاموش شد ولی به گمونم خاموش بودن بهتر از فریادهای بی سرانجامه!

Advertisements

Read Full Post »

من و تو

من چه عاشق و تو چه بی رحم

من چه هراسان و تو چه بی پروا

من چه نا امید و تو چه امیدوار!

من چه ناخشنود و تو چه راضی

من چه بی پناه و تو چه قدرتمند

من چه متفکر و تو چه متحجر

من به دنبال جواب و تو به دنبال سوال

من در پی عزت و تو در پی ذلت

من در پی ازادی و تو در پی من!

Read Full Post »

مرداب

اهنگ مرداب با صدای گوگوش

میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر
مونده یه مرداب پیر توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به پام

من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم
می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم

اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام یه چاله کند

توی چاله افتادم اون منو زندونی کرد
آسمونم نبارید؛ اونم سرگرونی کرد
حالا یه مرداب شدم یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم تو خاک یه طرف به آسمون

خورشید از اون بالاها زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن زندگیم شده همین
با چشام مردنمو دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه من اسیر زمینم

هیچی باقی نیست ازم،قطره های آخره
خاک تشنه همینم داره همراش می بره
خشک میشم تموم میشم فردا که خورشید بیاد
شن جامو پر می کنه که میاره دست باد

شاعر : اردلان سرفراز

Read Full Post »